close
تبلیغات در اینترنت
در کنار کارها لحظاتی به چیزهای دیگر بیندیشیم.
تبلیغات
دسته بندی
  • خیاطی
  • بافتنی
  • آرشیو
    آمار و ارقام
    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 182
    کل نظرات کل نظرات : 593
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 4
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 1248

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 382
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 390
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 63
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 68
    بازدید هفته بازدید هفته : 382
    بازدید ماه بازدید ماه : 8,114
    بازدید سال بازدید سال : 31,987
    بازدید کلی بازدید کلی : 3,313,320

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آِ ی پیآِ ی پی : 54.158.52.166
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :
    نویسندگان
    لینک دوستان
    پیوندهای روزانه

    تبلیغات
    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
    عضویت در سایت
    عضــویــــــــــــت
    برای عضویت بهتر است ایمیل داشته باشید .

    ایمیلی ندارید ؟ مشکلی نیست در اینجا ایمیل بسازید .


    ورود کاربران
    نام کاربری :
    رمز عبور :

    رمز عبور را فراموش کردم ؟
    عضويت سريع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
    محبوب ترین ها
    جدید ترین مطالب
    تبلیغات متنی

    جستجوگر پیشرفته سایت






    در کنار کارها لحظاتی به چیزهای دیگر بیندیشیم.



    نامه خدا به همه انسانها...
    امروز صبح که از خواب بیدار شدی،
    نگاهت می کردم،
    امیدوار بودم که با من حرف بزنی،
    حتی برای چند کلمه،
    نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد،
    از من تشکر کنی؛
    اما متوجه شدم که خیلی مشغولی،
    مشغول انتخاب لباسی که میخواستی بپوشی،
    وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی،
    فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی:"سلام"،
    اما تو خیلی مشغول بودی.
    یک بار مجبور شدی منتظر شوی و برای مدت یک ربع ساعت، کاری
    نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی.
    بعد دیدمت که از جا پریدی،
    اما تو به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از
    آخرین شایعات با خبر شوی.
    تمام روز با صبوری منتظرت بودم،
    با آن همه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی
    با من حرف بزنی.
    متوجه شدم قبل از نهار هی دورو برت را نگاه می کنی؛
    شاید چون خجالت می کشیدی،
    سرت را به سوی من خم نکردی!!!
    تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری.
    بعد از انجام دادن چند کار،
    تلویزیون را روشن کردی،
    نمیدانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟
    در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی را
    جلوی آن می گذرانی.
    در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط ازبرنامه هایش
    لذت می بری.
    باز هم صبورانه انتظار ترا کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی،
    شام خوردی و باز هم با من صحبتی نکردی!!!
    موقع خواب،
    فکر می کنم خیلی خسته بودی،
    بعد از آن که به اعضای خانواده ات شب بخیر گفتی،
    نمی دانم که چرا به من شب به خیر نگفتی؛
    اما اشکالی ندارد،
    آخر مگر صبح به من سلام کردی؟!
    هنگامی که به خواب رفتی،
    صورتت را که خستهء تکرارِ یکنواختی های روزمره بود
    را عاشقانه لمس کردم.
    چقدر مشتاقم که به تو بگویم:
    چطور می توانی زندگی زیباتر و مفیدتر را تجربه کنی...
    احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام.
    من صبورم،
    بیش از آنچه تو فکرش را می کنی.
    حتی دلم می خواهد به تو یاد دهم که چطور با دیگران صبور باشی.
    من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم،
    منتظر یک سر تکان دادن،
    یک دعا،
    یک فکر،
    یا گوشه ای از قلبت که بسوی من آید.
    خیلی سخت است که مکالمه ای یکطرفه داشته باشی.
    خوب،
    من باز هم سراسر پر از عشق منتظرت خواهم بود،
    به امید آنکه شاید فردا کمی هم به من وقت بدهی!
    آیا وقت داری که این نامه را برای دیگر عزیزانم بفرستی؟
    اگر نه،
    عیبی ندارد،
    من می فهمم و سعی می کنم راه دیگری بیابم.
    من هرگز دست نخواهم کشید...
    روز خوبی داشته باشی

    نویسنده : | در : چهارشنبه 04 دي 1392 ساعت: 12:16 | دیدگاه: ()
    تعداد بازديد : 244
    نتیجه : 2 امتیاز توسط 2 نفر مجموع امتیاز : 10

    بخش نظرات این مطلب



    این نظر توسط سوسن در تاریخ 1392/10/16 و 16:07 دقیقه ارسال شده است

    سلام از مطالب خوب شما تشکر میکنم

    این نظر توسط زهرارحیمی در تاریخ 1392/10/5 و 14:40 دقیقه ارسال شده است

    عالی بودواقعیت رابیان میکردهمه اینقدربه خودمشغولیم که ازخداوندغافلیمhttp://steps-of-sewing.rozblog.com/images/smilies/smile%20(25).gif

    این نظر توسط motagii در تاریخ 1392/10/5 و 10:49 دقیقه ارسال شده است


    متن قشنگ و تامل برانگیزیه .
    ممنون شکلک

    این نظر توسط مریم در تاریخ 1392/10/4 و 14:34 دقیقه ارسال شده است

    خیلی خیلی جالب بود
    ممنون ازشماوازراضیه جون


    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی

    کپی رایت



    تمامی مطالب سایت اختصاصی میباشد و کپی برداری از آن پیگرد خواهد داشت.